«کارمن، دیار کریمان»
کارمانیا، کارمانا، کارمن، کریمان...، اینها اسمهایی است که مردمان دیروز، کرمان امروز را به آن میشناختند. همه به معنی کار و کوشش و تلاش در سرزمینی کوهستانی با مردمانی کریم و خونگرم.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی نهاد کتابخانههای عمومی کشور، هدهد سفید در نهمین پرواز خود در سرزمین آگاهی و کتاب، در بخش «سرزمینها و افسانهها» مهمان دیار کریمان؛ کرمان شده و در پروندهای خواندنی با عنوان «کارمن، دیار کریمان» ضمن یادآوری نامهای بزرگ و بلندآوازه این استان از جمله: سردار شهید قاسم سلیمانی، خواجوی کرمانی، هوشنگ مرادی کرمانی و ...، پذیرای یادداشتها و داستانهایی از احمدرضا احمدی، افسانه شعباننژاد، علیاکبر کرمانینژاد، شهرام شفیعی و پروانه فتوحی سهلآباد با محوریت کرمان شده است.
در مقدمه ابتدای این پرونده آمده است:
کارمانیا، کارمانا، کارمن، کریمان...، اینها اسمهایی است که مردمان دیروز، کرمان امروز را به آن میشناختند. همه به معنی کار و کوشش و تلاش در سرزمینی کوهستانی با مردمانی کریم و خونگرم. در نتیجهی این همه کار و کوشش و تلاش است که امروزه کرمان، سرزمینی است پر از یاد و یادگار، یادگارهایی از هنر و معماری مانند قلعه رموک، قلعه دختر، تل بیس... و بزرگترین بنای خشت و گلی جهان ارگ بم.
و یادهایی از انسانهایی با نامهای بزرگ و بلند آوازه مانند خواجوی کرمانی، هوشنگ مرادی کرمانی... و سردار شهید قاسم سلیمانی.
هدهدسفید به احترام این نامهای بزرگ، در این شماره سفر کرده به دیار کریمان و برای تو داستان و خاطره سوغات آورده. اول از همه یادی از سردار شهید قاسم سلیمانی که بیستم اسفند ۱۳۳۵ در قنات ملک کرمان به دنیا آمد، دوازده ساله بود که کمر همت بست و شروع به کار کردن کرد. دو سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی یکی از گردانندگان مبارزه در کرمان بود و با شروع جنگ تحمیلی راهی جبهههای نبرد برای دفاع از وطن در برابر نیروهای متجاوز شد و از پای نایستاد تا سیزدهم دیماه ۱۳۹۸، که به دست آمریکای جنایتکار به شهادت رسید.
برای آشنایی بیشتر با این شهید بزرگوار میتوانی بروی به بخش صددانه یاقوت.
در ادامه متن یادداشت افسانه شعبان نژاد و احمدرضا احمدی را می خوانید.

«حکمتهای عسکری (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسن عسکری – جلد ۱۴ از مجموعه راه زندگی)»
پدیدآور: جواد محدثی
ناشر: بهنشر
تعداد صفحات: ۹۴
بسیاری از مسلمین و شیعیان متأسفانه اطلاع و آگاهی کم از تاریخ زندگی و تعالیم بسیاری از ائمه اطهار علیهم السلام دارند، یکی از این امامان همام که در بین عموم از حیث آگاهی مردم از چگونگی زندگی و تعالیم مهجور هستند، حضرت امام حسن عسکری علیه السلام پدر امام زمانمان حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا فداه هستند. جواد محدثی با قلم روان خود در این مجموعه مختصر و مفید پس از بیان سیری از تاریخ زندگی این امام همام، به شرح و توضیح ۴۰ حدیث ارزشمند از ایشان پرداخته است. احادیثی در موضوعات اعتقادی و اخلاقی و سبک زندگی برای چگونه اندیشیدن و چگونه زیستن در این عصر پرتلاطم میتواند راهگشا باشد.
در ذیل نمونهای از احادیث انتخاب شده از سوی پدیدآور آمده است:
«همانا رسیدن به خدای تعالی سفری است که جز با مرکب شبزندهداری نمیتوان به آن دستیافت.»
«ضعیفترین دشمنان از نظر مکر و کید، کسی است که دشمنیاش آشکار باشد.»
«بهترین برادرانت کسی است که بدی تو را فراموش کند و نیکی تو را به یاد داشته باشد.»
«هر کس شخصی را ستایش کند که شایسته آن نیست، در جایگاه فرد متهم قرار گرفته است.»
«کمآسایشترینِ مردم، کینهتوز است.»
«فروتنی نعمتی است که بر آن حسد نمیبرند.»
.

«ابوباران»
پدیدآور: زهراسادات ثابتی
ناشر: خط مقدم
تعداد صفحات: ۳۳۵
ابوباران، که به قلم زهرا سادات ثابتی نگارش و به همت انتشارات خط مقدم، راهی بازار نشر شده، خاطرات شهید مصطفی نجیب، دفتردارِ شهید علیرضا توسلی معروف به «ابوحامد» فرمانده و بنیانگذار تیپ فاطمیون را روایت میکند که با پیوستن به فاطمیون برای دفاع از حرم به سوریه میرود و در مبارزات سخت و طاقتفرسا حضوری فعال دارد.
در بخش ابتدایی این کتاب میخوانیم: «من در ایران به دنیا آمدم؛ اسفند ۱۳۶۲؛ اما یک ایرانی محسوب نمیشدم. پدر و مادرم بیش از چهل سال پیشتر، از افغانستان به ایران مهاجرت کرده بودند؛ اما آنها هم ایرانی شناخته نمیشدند...»
نویسنده این کتاب در پاسخ به این پرسش که به عنوان نویسنده و راقم این خاطرات کدام بخش از کتاب شما را بیشتر با خودش درگیر کرد، چنین پاسخ گفته:
جایی از کتاب هست که آقای نجیب به شرح واقعه در عملیات تل قرین میپردازد که این بخش از کتاب بیشترین تأثیر را بر من گذاشته است. ابوحامد به عنوان فرمانده لشکر فاطمیون در این عملیات به شهادت میرسد. شاید علت اصلی این تأثیر گذاری که همراه با تلخی و شیرینی است، به این دلیل باشد که تا پیش از شهادت ابو حامد آقای نجیب، مسئول دفتر این شهید بزرگوار بوده است.
قسمتی از نکات دبیرکل نهاد کتابخانههای عمومی علیرضا مختارپور درباره این کتاب:
بعضی از عزیزان فاطمیون از افغانستان و برخی از همان عزیزان داوطلبانه از ایران یا کشورهای دیگر برای دفاع از حرم به سوریه عزیمت کردند و این در حالی است که همچنان و علیرغم تأکیدات رهبر معظّم انقلاب اسلامی، بسیاری از عزیزان افغانستانی در ایران همچنان با مشکلات عدیده اعمّ از اجازه کار، اقامت، تحصیل فرزندان و... مواجهند امّا مطالعه این کتاب و شرح مجاهدتهای دیگر مدافعان و شهدای حرم از فاطمیون نشان میدهد که این فرزندان غیور اسلام هرگز مشکلات موجود و نیز تنگناهای اقتصادی و معیشتی را بهانهای برای ترک وظیفهی ایمانی خود قرار ندادند و علیرغم مظلومیتها و محدودیتهای متعدد، حماسههایی را در دفاع از دیانت و انسانیت و آزادگی خلق کردند که هنوز برای نسل حاضر و مردم جهان شناخته شده نیست، و تنها با گذشت سالها و فاصله گرفتن از کوران حوادث و البته با انتشار کتابهایی نظیر ابوباران و تولید محصولات فرهنگی هنری متعدد و مستند، اندکاندک پرده از این صحنه باشکوه غیرت و مردانگی و مروّت کنار میرود و همه انسانهای سلیم و آزاده را به تحسین وامیدارد.
برای نمونه بنگرید به آنچه در این کتاب درباره شهید ابوحامد یکی از فرماندهان فاطمیون آمده است. ابوحامد مجاهدی مهربان امّا قاطع و دلسوز و حاضر در صحنههای نبرد است که بارها این اشعار سوزناک امّا حماسی جناب محمدکاظم کاظمی شاعر ارزشمند افغانستانی را که در زمان دیگری و برای موضوع دیگری سروده شده در جمع فاطمیون میخوانده:
غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت
پیاده آمده بودم، پیاده خواهم رفت
منم تمام افق را به رنج گردیده
منم که هر که مرا دیده، در گذر دیده
چگونه باز نگردم، که سنگرم آنجاست
چگونه؟ آه، مزار برادرم آنجاست
چگونه بازنگردم که مسجد و محراب
و تیغ، منتظر بوسه بر سرم آنجاست
و سرانجام ابوحامد در دفاع از حرم به شهادت میرسد.
در کتاب ابوباران حجم انبوهی از فعالیتها و مجاهدتها و دشواریهای مدافعان حرم به اختصار در کنار هم چیده شده، و در هر چند صفحه خبر از شهادت یک یا چندتن از مدافعان حرم آمده، چهرههای تابناکی که در آسمان جهان معاصر و تاریخ اسلام میدرخشند و تا ابد درخشان خواهند ماند...
خواندن این کتاب ارزشمند را به همه اهل مطالعه بهخصوص نسل جوان کشور توصیه میکنم.
- آذر ۱۳۹۹
- ١٩ ربیع الثانی ١٤٤٢
- 2020 December 5
پیامبر اکرم (ص) :
مَن خَرَجَ مِن ذُلِّ المَعصِيَةِ إلى عِزِّ الطّاعَةِ ، آنَسَهُ اللّهُ عَزَّ وجَلَّ بِغَيرِ أنيسٍ ، وأعانَهُ بِغَيرِ مالٍ .
هر كس از خوارىِ گناه به سرفرازىِ طاعت در آيد ، خداوند عز و جل او را بى هيچ همدمى از دل تنگى به در مى آورد و بدون [دادن] مالى كمكش مى كند .
كنز الفوائد : ج ۱ ص ۱۳۵
مناسبتهای امروز :
روز حسابدار[ شمسی ]

کلیدر؛ طولانیترین رمان فارسی
کلیدر (Kelidar) داستانی حماسی دربارهی زندگی روستایی یک خانواده کرد (کرمانج) ایرانی است که در روستای اطراف سبزوار زندگی میکند. داستان و اتفاقات کتاب بر اساس واقعیت شکل گرفته است که روایت زندگی خانواده «کلمیشی گل محمد» قهرمان سبزوار در دوران کودکی دولت آبادی است. کلیدر - که هنوز هم برای بسیاری تلفظ نامشخصی دارد- نام کوهی در اطراف سبزوار است که قصه در آن رخ میدهد. با وجود اینکه داستان در بستری از واقعیت روایت شده است اما نویسنده به اقتضای قصه، هرجا که نیاز داشته تخیل خود را وارد داستان کرده است تا کتاب به یک رمان منسجم و گیرا تبدیل شود.
کلیدر دومین رمان بلند جهان پس از کتاب «در جست و جوی زمان از دست رفته» است با تعداد کلماتی بالغ بر 950 هزار کلمه و دولت آبادی 15 سال از عمر خود را صرف نوشتن آن کرده است. کلیدر را «انتشارات فرهنگ معاصر» در 10 جلد به صورت گالینگور و شومیز منتشر کرده است و به تازگی نسخه الکترونیکی کلیدر منتشر شده است.
مجموعه 10 جلدی رمان کلیدر بین سالهای 1357 تا 1363 منتشر شد. شش جلد ابتدایی کتاب همزمان با انقلاب 57 چاپ شد که به سرعت میان مردم محبوبیت پیدا کرد و پس از انتشار جلدهای پایانی هم محبوبیت خود را حفظ کرد و بین روشنفکران بحثهای زیادی را راه انداخت. ترجمه آلمانی کلیدر نیز به قلم «زیگرید لطفی» در زوریخ منتشر شد.
سبک نوشتار رمان کلیدر
با وجود اینکه کلیدر داستانی بر پایه واقعیت است، اما دولت آبادی زمان رخداد داستان را برای روایت مناسبتر و پیوند زدن آن با جریانات سیاسی قبل از انقلاب 57، به سالهای 1325 تا 1327 انتقال داد و با اینکار توانست حزب توده را وارد جریان داستان کند. کلیدر یکی از نمونههای ادبیات متعهد است که تلاش میکند شکاف میان طبقههای مختلف جامعه را از تفکر دربارهی مفهوم انقلاب کم کند و مردم را قربانی شرایط اجتماعی جامعهشان میداند. اوضاع و احوال شخصیتهای نوشته شده توسط دولت آبادی فارغ از گرایش مذهبی که دارند، بررسی میشود و هر کدام از شخصیتهای نمایندهی یک طبقه خاص اجتماعی هستند و یک مبارزهی طبقاتی واقعی در کتاب به تصویر کشیده شده است.
شخصیتهای اصلی رمان کلیدر؛ زاده شده از دل واقعیت
گل محمد شخصیت اصلی داستان کلیدر است. دولت آبادی برای ساخت و پردازش شخصیت گل محمد از کاراکترهای بیشماری در طول داستان کمک گرفته است تا به طور غیرمستقیم گلمحمد را به مخاطب معرفی کند. گل محمد و یارانش به عنوان شخصیتهای اصلی داستان علیه زمینداران قیام میکنند و به قهرمان روستاییان تبدل میشوند. اما پس از این اتفاق مشکلات گل محمد آغاز میشود.
مارال دختر جوان کردی است که داستان با حرکت او برای ملاقات پدر و نامزدش دلاور شروع میشود. او در ادامهی داستان با گل محمد ازدواج میکند و همین موضوع باعث ایجاد کینه دلاور (نامزد سابق مارال) و اختلاف بین اقوام مختلف میشود.
ستار جوانی پینه دوز است که گل محمد در یکی از سفرهایش به شهر با او آشنا میشود و کسی است که باعث فرار گل محمد از زندان میشود. ستار یکی از یاران گل محمد در مبارزاتش علیه اربابان است.
محمود دولت آبادی؛ از بازیگری تا نویسندگی
محمود دولتآبادی (Mahmoud Dowlatabadi) از برجستهترین نویسندگان معاصر ایران است که به دلیل ادییات حماسی و منحصر به فردی که دارد از دیگر نویسندگان ایرانی متمایز شده است. او در خانوادهای روستایی در اطراف سبزوار به دنیا آمد. زندگی روستایی دوران کودکی و نوجوانی دولت آبادی در ادبیات و مضمونهایی که در کتابهایش به آن پرداخته، تاثیر زیادی داشته است. همچنین به دلیل آشنایی پدرش با شعر کهن فارسی، او در جوانی با ادبیات کلاسیک ایران آشنا شد. پس از دوران دبیرستان مشغول به تحصیل در رشته تئاتر شد و نمایشنامههایی از نویسندگان بزرگی مانند «برشت»، «آرتور میلر» و «بهرام بیضایی» را روی صحنه برد و تسلط او را در زمینهی ادبیات کهن و فولکلور بالا برد.
موضوع محوری اکثر کتابهای دولت آبادی آزادی اجتماعی، قیام و رنج مردم است. این موضوعات چنان در نوشتههای دولت آبادی پررنگ بودند که در اوایل دههی 50 شمسی به زندان افتاد. اتهام او کتابهایش بودند که ساواک همراه با افرادی پیدا میکرد که به عنوان مخالفان حکومت دستگیر میکرد.
از کتابهای مشهور دولت آبادی میتوان به «جای خالی سلوچ»، «نون نوشتن»، «طریق بسمل شدن» و «زوال کلنل» اشاره کرد.
همچنین فیلمهای «خاک» ساختهی «مسعود کیمیایی» براساس داستان «آوسنه بابا حسن» و فیلم «زمستان است» ساختهی «رفیع پیتز» که برگرفته از داستان «سفر» است، بر اساس نوشتههای دولت آبادی ساخته شدهاند. دولت آبادی در سال 2014 برنده نشان شوالیه هنر و ادب فرانسه شد. همچنین او در سالهای فعالیت ادبیاش موفق شده جوایز ادبی «هوشنگ گلشیری» و «من بوکر» را در کارنامهی خود ثبت کند.
نظر بزرگان دربارهی کلیدر
«کریم امامی» مترجم و منتقد هنری درباره اثر ماندگار محمود دولت آبادی مینویسد: «کلیدر را میتوان نقطه اوج رشته آثار پیشین دولت آبادی به حساب آورد که اغلب آنان داستانهایی کوتاه درباره مردم زجر کشیده و رنجور دهات خراسان است.». نثر منحصر بهفرد و شاعرانه کتاب نیز همواره در طول سالیان مورد تحسین منتقدین قرار گرفته است.
«یارشاطر» کتاب را «حماسهای با تصاویر پر بار شعری در جامه نثر» توصیف میکند. علاوه بر این نحوه معرفی و پرورش شخصیتها هم در رمان بسیار مورد توجه بوده است. «محمدرضا قانونپرور» در کتاب «نوای نقال در کلیدر » شخصیتپردازی را اینگونه روایت میکند: «شخصیتهای داستان پیچیده به تصویر کشیده شدهاند و نقش حقیقی آنها از طریق ویژگیها و ظاهرشان آشکار میشود». «قانون پرور» خلق ریتمهای زبانی و اوجگیریهای تدریجی داستان را از نقاط قوت آن برشمرده است. تعداد زیادی از منتقدان ادبی کلیدر را زمینهساز تحول در ادبیات داستانی مدرن فارسی میدانند. اما تمامی مفسرین و صاحباننظر دربارهی کلیدر نظر مثبتی ندارند.
«کریم امامی» نویسنده و منتقد هنری حجم کتاب را بسیار بالا میداند و معتقد است کتاب میتوانست در یک چهارم حجم فعلی نوشته شود. «مهشید امیرشاهی» روزنامهنگار، از زبان و لحن نوشتاری رمان انتقاد کرده است و آن را مملو از ایرادهای دستور زبانی، تلفظ و املای نادرست واژگان میداند. امیرشاهی معتقد است استفاده از کلمات و اصلاحات فرانسوی و انگلیسی از زبان شخصیتهای داستان کلیدر با ادبیات روستایی آنها نامتناسب است.
شما میتوانید برای خرید آنلاین و دانلود کتاب کلیدر نوشتهی محمود دولتآبادی از همین صفحهی فیدیبو اقدام کنید.


۲۰ اردیبهشت ۱۳۴۱ در تهران به دنیا آمد. در پنجسالگی همراه خانواده راهی دامغان شد. او تحصیلات ابتدایی تا دیپلم متوسطه را در دامغان گذراند در سال ۱۳۶۷ در رشتهی صنایع در دانشگاه پذیرفته شد اما پس از یک ترم تحصیل انصراف داد و تماموقت به ادبیات کودک پرداخت.
وی شعر کودک را با همکاری مجلهی کیهان بچهها شروع کرد مجلهی کیهان، آن روزها جلسههای شعری داشت که اغلب شاعران کودک و نوجوان در آن شرکت میکردند. نخستین شعر او سال ۱۳۶۲ در همان مجله چاپ شد. نخستین کتاب خود را با نام «من و مرغابیها» در سال ۱۳۶۵ منتشر کرد.
او افزون بر اینکه پرکارترین شاعر کودک است، بیشترین جایزه را نیز در این حوزه دریافت کرده که یکی از مهمترین این جایزهها، نشان ماه طلایی از جشنوارهی بزرگ ادبیات کودک و نوجوان به عنوان یکی از شاعران برگزیدهی ۲۰ سال اخیر است.
همچنین جایزهی دوازدهمین جشنوارهی کتاب کودک و نوجوان در بخش «شعر» برای کتاب «مداد کوتاه»، نشان «مداد پرنده»، باارزشترین نشان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، جایزههای متعدد از جشنوارههای گوناگون، جایزهی مجلهی «سلام بچهها» و جایزههایی از جشنوارهی مطبوعات کودک و نوجوان، بخشی از جایزههایی ثبتشده در کارنامهی هنری او است. ناصر کشاورز افزون بر شعر، اهل موسیقی نیز هست. او عود و گیتار مینوازد و میخواند.
از ایشان تاكنون حدود ۱۶۰ عنوان كتاب در حوزهی ادبيات کودکان منتشر شده است. برخی از آثار او عبارتاند از:
مجموعهی ۱۲ جلدی «شعرهاى نینی كوچولو»، مجموعهی ۱۲ جلدی «مىنینی و مامانش»، مجموعهی ۴ جلدی «دويدم و دويدم»، «كلاغ زرد»، «مسئولیت»، «آزادی»، «گنجشک و پروانه»، «سيب جان سلام» و «مرا يک دايناسور درسته قورت داده»، ۴ مجموعهی «تلخ و شيرين»، «رنگهاى گمشده»، «از اين طرف لطفاً فقط هيس» و «بوى نرگس».
من ناصر کشاورز هستم.
"دختردانای ماه" به روایت دختران امروز

جواد شیخ الاسلامی
نویسنده کتاب دختر ماه گفت: ما باید از تمام ظرفیتهای روایی و تاریخی استفاده کنیم و آنها را با زبانها و تکنیکهای مختلف بیان کنیم. این ظرفیت وجود دارد که درباره حضرت معصومه (س) رمانی بنویسیم که از مباحث علمی و حکمی در آن استفاده شود.
به گزارش گروه فرهنگی قدسآنلاین، بتازگی و در ایام وفات حضرت معصومه (س) دو کتاب با موضوع زندگی ایشان برای مخاطب کودک و نوجوان منتشر شد. این دو کتاب از آن جهت حائز اهمیت است که درباره شخصیت حضرت معصومه (س) کمتر قصه و داستان بلند نوشته شده است. گرچه این کمبود، از اطلاعات اندک تاریخی سرچشمه میگیرد. بر همین اساس با خانم سیدهنرگس میرفیضی و سارا عرفانی، نویسندگان کتابهای «ابرک و دختر دانا» و «دختر ماه» درباره ادبیات کودک و نوجوان، بایستههای آثار دینی در این حوزه و چند و چون شکل گیری این کتابها حول شخصیت حضرت معصومه(س) به گفتوگو نشستیم که در ادامه میخوانید:
• نرگس میرفیضی •
■ «ابرک و دختر دانا» روایتی از دوران کودکی حضرت معصومه(س)
نرگس میرفیضی درباره علاقهاش به ادبیات کودک و نوجوان میگوید: از دوران نوجوانی در این حوزه مطالعه داشتهام و حتی وقتی برای مخاطب بزرگسال قلم میزدم، مطالعهام در حوزه کودک و نوجوان ادامه پیدا کرد. علاقه شخصیام و احساس نیازی که در مخاطب کودک و نوجوان برای مطالعه آثار متفاوت وجود داشت، موجب شد به شکل جدی به فعالیت در این حوزه فکر کنم. دوست داشتم به شکل تازهای وارد فضای شعر و داستان کودک و نوجوان شوم؛ بویژه در ادبیات کودک با محتوای دینی و مذهبی که معتقد بودم بسیار جای کار دارد. «ابرک و دختر دانا» در واقع داستانی است که همراه با داستانی دیگر در یک کتاب برای مخاطب کودک منتشر شده است. داستان «ابرک و دختر دانا» به روایتی از دوران کودکی حضرت معصومه(س) است و داستان «آقای خورشید مهربان» که در همان کتاب است، به ماجرای نماز باران امام رضا(ع) میپردازد و انتشارات آستان قدس با تیراژ ۵۰۰۰ جلد آن را چاپ کرده است.
■ داستانی برای کوچک و بزرگ
این نویسنده حوزه کودک درباره چگونگی شکلگیری کتاب میگوید: تولید کتاب پیشنهاد انتشارات بود. به واسطه همکاریام با نشریات حرم رضوی و شناختی که از قلم من داشتند، پیشنهاد دادند تا به مناسبت دهه کرامت این کتاب را با نگاه جدیدی درباره زندگی این دو عزیز خلق کنیم. انتخاب داستانها و زاویه دید روایت با نویسنده بود. بنابراین درباره زندگی و دوران کودکی حضرت معصومه (س) مطالعه کردم و به نظرم روایتی که حضرت معصومه(س) در غیاب امام کاظم(ع) و در سن حدود هشت سالگی جواب سؤالهای عالمان شیعه را میدهند - و امام کاظم(ع) از جریان با خبر میشوند و سه بار میفرمایند «فداها ابوها»- برای تولید اثر مناسب به نظر آمد. قهرمانسازی پررنگی که در این روایت وجود دارد و نشان میدهد یک دختر کوچک میتواند به سطح بالایی از علم و معرفت برسد، فارغ از پشتوانه دینی داستان، برای کوچک و بزرگ جذابیت دارد.
تصمیم گرفتم این داستان را با یک داستان دیگر آغاز کنم تا کشش آن برای کودکان بیشتر شود. قصه را با یک داستان فرعی آغاز کردم؛ داستانی که برای خودش دارای موقعیت و شخصیت مستقل بود، اما در ادامه به داستان اصلی کتاب که درباره حضرت معصومه(س) بود، متصل میشد.
دغدغه، نشان دادن چهره واقعی اسلام میرفیضی در خصوص پیرنگ اصلی داستان توضیح میدهد: داستان اینگونه شروع میشود که ابر کوچکی که تازه به دنیا آمده و با مادرش در آسمان شهر مدینه زندگی میکند؛ هنوز بلد نیست مثل مادرش باران بسازد و فقط میتواند برای مردم سایه درست کند.
ابرک و مادرش در حال حرکت بر آسمان مدینهاند و تعدادی پسربچه را میبینند که مشغول درسخواندن هستند. ابرک از مادرش میپرسد: چرا اینهایی که دارند درس میخوانند همگی پسرند؟ مگر دخترهای این شهر سواد ندارند؟ و مادرش پاسخ میدهد که اتفاقاً باسوادترین، باهوشترین و داناترین بچه این شهر یک دختر است؛ میخواهی او را نشانت بدهم؟ و در ادامه با کاروانی که به سمت خانه امام کاظم(ع) برای پرسیدن سؤالهایشان در حرکت هستند، همراه میشوند و بقیه داستان شکل میگیرد. در واقع من دوست داشتم با انتخاب این روایت به صورت ضمنی چهره روشن اسلام را هم نشان بدهم که در بستر معارف آن تفاوتی میان مردان و زنان در کسب دانش نیست.
بانوان هم همانند مردان شرایط رشد و پیشرفت دارند و شخصیتهایی مثل حضرت معصومه(س) را در 1000 سال پیش پرورش دادهاند. این مطلب اگر در ذهن کودک جای بگیرد که اسلام برای بها دادن به دختر و پسر تفاوتی قائل نیست؛ ما پیشاپیش با تفکرات اسلامستیزانهای که سعی دارند به مردم بگویند دین اسلام زن را نادیده میگیرد، مبارزه کردهایم.
■ در حوزه کودکان و نوجوانان بیشترین استقبال از کتابهای آیینی است
این شاعر در ادامه درباره میزان استقبال مخاطبان از آثار دینی در حوزه کودک میگوید: در آمارگیری سال گذشته از کودکان و نوجوانان درباره اینکه چه کتابهایی را بیشتر مطالعه کردهاند، اتفاق جالبی رخ داد. نتیجه این بود که بیشترین کتابهایی که سال گذشته توسط کودکان و نوجوانان خوانده شدهاست، کتابهایی با محتوای آیینی بودهاست؛ یعنی شعرها و داستان هایی که با درونمایه مذهبی یا آیینی نوشته شدهاند. شاید در ابتدا این آمار با توجه به ضعفهایی که امروزه داستانهای دینی در حوزه کودک و نوجوان دارند و ما از آنها آگاه هستیم؛ کمی عجیب به نظر برسد. با این حال وقتی این اندازه از استقبال از محتوای دینی در آثار کودک و نوجوان را میبینیم، گواهی بر این مطلب است که نصف مسیر را رفتهایم و حالا نوبت ماست که آثار خوبی برای مخاطب کودک و نوجوان خلق کنیم.
■ ضرورت تسلط به جهانبینی کودک امروز
مؤلف کتاب ابرک و دختر دانا بیان میکند: کودکان دهه ۶۰ و ۷۰ با آثار آن دوره ارتباط برقرار میکردند. اما کودک دهه ۸۰ و ۹۰ در معرض انواع رسانههای سمعی و بصری و دیجیتال -که بشدت جذابتر از کتاب هستند- قرار دارد. به همین دلیل اگر میخواهیم داستانی بنویسیم که درونمایه مذهبی دارد، برای اینکه هم حرف خودمان را بزنیم و هم مخاطب را پای کتاب نگه داریم، باید با استفاده از تکنیکهای نو و خلاقیت در ارائه داستان، نوآوری به خرج بدهیم و قصهگوییمان را همگام با شرایط فعلی بهروز کنیم. امروز دیگر نمیتوانیم با سبک و سیاقی که برای بچههای دهه ۶۰ و ۷۰ حرف میزدند، قصهگویی کنیم. نیازها، نگاه و جهانبینی کودک امروز با کودک قدیم فرق میکند.
نویسنده نمیتواند تنها از تجربیات کودکی و نوجوانی خودش برای نسل جدید استفاده کند و اثری قابل قبول خلق کند. باید کودک امروز را بشناسیم و بعد متناسب با سلایق او شعر و داستان بنویسیم. بخصوص برای رقابت با آثار ترجمهای که این روزها بازار را قبضه کردهاند، باید سراغ فرم، زبان، نگاه و محتوای تازهای برویم. کودکان دارند به خواندن آثار خارجی عادت میکنند و ما اگر میخواهیم مخاطبمان را حفظ کنیم باید نگاه و قالبهای سنتی را کنار بگذاریم و برای ارتباط گرفتن با کودک و نوجوان امروز استانداردهای جدیدی تعریف کنیم.
■ زبان کودکانه صرفاً زبان شکسته نیست
میرفیضی یکی از مشکلاتِ آثار کودک و نوجوان را ضعف زبان میداند و میگوید: برخی از آثاری که امروز خلق میشوند، از نظر زبان برای مخاطب کودک مناسب نیستند. این ضعف بویژه وقتی وارد آثار دینی میشود بشدت خودش را نشان میدهد. برای مثال برخی از قصههای منظومی که براساس زندگی ائمه(ع) برای کودکان خلق میشوند از ضعفهای ساختاری، زبانی و ایرادهای وزنی و قافیهای رنج میبرند و نمیتوانند با مخاطب ارتباط برقرار کنند.
بعضی از نویسندگانی که تازه به حوزه کودک و نوجوان وارد شدهاند تصور میکنند همین که زبانشان را شکسته کنند یا با لحن بچگانه حرف بزنند، زبان مناسب داستان یا شعر کودک را به کار گرفتهاند. درصورتی که وقتی برای کودکان داستان و شعر مینویسیم، همزمان زبانآموزی او را هم تکمیل میکنیم.
به همین دلیل نویسنده رسالت بزرگتری دارد و باید در کنار انتقال مفاهیمی که مدنظر اوست، به بحث آموزش زبان نیز توجه کند. پس نویسنده در برابر مخاطب خود مسئول است و باید بیش از نویسنده آثار بزرگسال از خودش سؤال کند آیا با زبان سالم با مخاطبم حرف میزنم یا با زبان ناسالم؟ قرار دادن فرم و محتوا در دو

